
"آلترناتیو یک :
پارینه های یک ماشین در پنج فصل
باغ بلند با نظام پنج فصل خود به انتظار یک ماشین است.بعد از سقوط ماشین زمان در دهه هفتاد و سقط آن قبل از تولد با جایگاهی در دوران کودکی.این بار یک ماشین یعنی "پروتز عام طبیعت امروز" که به صورت قطعات پنجگانه در پنج فصل می ریزند ، درون باغ بلند به حیات خود می رسد.ماشین طبیعت اصل رونمائی " تقدس پروتز ناآگاهانه" و کنکاش در ایجاد معنای عناصر باغ امروز است.
آلترناتیو دو :
همه قبل از یافتن استقلال شکل،کمی پائین تر مجموعه متراکمی از درهم آمیختگی را ساخته اند. درهم آمیختگی که شرایط دفن را به وجود می آورد.یعنی بدون پرسپکتیو،بدون واسطه.هر واسطه خود موضوع دفن است.کمی بالاتر واسطه ها معنای پرسپکتیو را مطرح می کنند.در اینجا اشاره بر جاماندن بعضی از عناصر دفن است که تنها با تمرکز در یک راهکار متنفذ شاخص می شوند.واسطه ها به دلیل اتحاد عناصر متراکم زیرزمینی بوجود می آیند و فرصت حیات را به دست می آورند یا بی حیاتی آن هم به دلیل تمرکز زیاد همه عناصر در یک نشانه. با اتکا به معنای شیب و پدید آمدن بستر متراکم خاک،یعنی حرکت معکوس رشد ضد جاذبه.پدید آمدن فضای کسر را در یک روند انهدام و دوباره شکل گیری می توان دنبال کرد.فضای کسر از پروسه طولانی تغییرات وسیع در تبدیل ها حاصل می گردد.فضای کسر شده حاصل جاماندن معادل خویش در زیر پا است .تنها بیابان از جنس خاک و آب می تواند به ناپایداری ابدی برسد و همیشه در تقابل با صورت خشک یا خیس کسر جاودان خواهد بود.آیا مفاصل را می توان در فضای کسر که با نیروی یگانه زیرین ساخته شده اند ساخت و هربار به چه شکل خواهند بود."
صبح جمعه خواب بودم مثل خود تو.بچه ها آمدند دنبالم،کشاندنم بیرون،رفتیم پارک حاشیه بلوار چمران شیراز.طفلکی ها گمان داشتند من می توانم چیزی از این متن بفهمم.فهمیدم اما وقت مسابقه رو به پایان بود.هر کداممان طرحی زدیم و تحویل دادیم.مشخص است که به جواب درستی نرسیدیم.10 نفر برگزیده شدند.9 نفر دختر بودند و یکی دیگر هم پسری بود که موهای بورش را از پشت بسته بود.نتیجه گرفتیم که به قول شمس تبریزی بیرون شویم و سبلت هامان را پست کنیم!
مراسم نهار را که از سر گذراندیم مانده بودیم با ظروف یکبار مصرف چه کنیم.سطل های زباله پر بود.گفتیم بگذاریم زمین زشت می شود پس کاری کردیم که زشت نشود.بعد از ظهر هر کس از کنار آتلیه آبگینه می گذشت با ردیفی از حجم هایی مواجه می شد مشابه این که می بینید.
مسابقه عکاسی با دو موضوع برگزار شد.یکی دقت و تقریب و دیگری فصل در بی فصلی.از عکس هایم راضی هستم.هنوز نتایج اعلام نشده.بعد نوبت سخنرانی مهندس مهرداد ایروانیان بود.تجربه شیرینی بود در معرض کسی مثل او بودن.از به لجن کشیده شدن پارک چمران می گفت و ساخت و سازهای بی ارتباط در مسیر باغ بلندی که طراحی کرده.می گفت در 17 سالی که گذشته 2 بار جمعیت را در آمفی تئاتر روباز پارک دیده.یکی وقت امتحان رانندگی و دیگری همین نوبتی که در کنار همیم.مردم از کنار ما می گذشتند.کنجکاو می شدند و در بین دانشجوها جایی می یافتند.آدمهای پیر،آدمهای مسن،آدمهای جوان و آدمهای کودک همه کنار ما بودند و ما هم لابد آدمهایی بودیم.روز شیرینی بود.ایروانیان به عنوان یک معمار خلاق جوایز جهانی و ملی زیادی کسب کرده است نگاهی کنیم به چند تصویر از آثار او:


